تبليغاتX
تاريكخانه


تاريكخانه

من بی تقصیرم





















گفتن ونگفتن ........

مسئله این است ....

وقتی نمی خواستم بگم هی قلقلکم می داد ومی گفت بگو

اما وقتی می گفتم هی شماتتم می کرد که چرا گفتی ؟؟؟ خوبه که آدم کمی محافظه کار باشه ...

اما من ترس رو دوست ندارم ..

بزدل بودن اذیتم می کنه ...

البته برای هر کاری انقدر ریسک نمی کنم ولی در مواردی که شخصی بیسواد تشریف دارند ولی دکتر نامیده می شوند ...مجبورم که بپرسم این علم اندک واقل چطور با مقیاس دکترا ارزیابی می شه ؟؟؟؟

چرا ما انقدر سنتی فکر می کنیم ؟پس کی میخواهیم در جاده ی فرامدرن ویراژبدیم ؟

بابا تاریخی فرهنگی سوخت کباب شد دست از سر کچلش بردارید ...

الان عرصه ی" هادر" ودارو دستشه .

ما که هرچی داد زدیم واعتراض کردیم کسی به گوشش نرفت و

از همه ی کودکانی  که در آینده  باستان شناسی قراره رشتشون بشه- معذرت می خواهیم

 آیندگان ما بی تقصیریم ....

                        کمکش کنید این زیر گیر کرده است

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 15:11 توسط آنتیک| |

بخشکی عشق !

دیگرازاین زندگی قره قورت خسته شدم

چه زندگی متوازی الاضلاع بدی !

روزگاری زندگی برای ماکویت بودحالاعراق شده است  

زندگی ذوزنقه  ای   زشتی که بازاویه منفجره مغزآدم رابه دیوارمی کوبد!!!!!!!!!

زندگی مالامال ازملامت

یک زندگی لبریز از آبریز

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:59 توسط آنتیک| |

سلام

سلام

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 11:37 توسط آنتیک| |

بایقین آمده بودیم ومردد رفتیم

به خیابان شلوغی که نباید رفتیم

می شنیدیم صدای قدمش را ولی

پیش ازآن لحظه که در را بگشاید رفتیم

زندگی سرخ سیبی ست که افتاده به خاک

به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم

آخرین منزل ماکوچه ی سرگردانی است

دربه درـ در  پی گم کردن مقصد رفتیم

مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم

دیکراصرار نکن باشد -باشد - رفتیم

نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 13:4 توسط آنتیک| |

ازاین به بعد من ازدوست شرنخواهم دید

سفربه خیر تورا من دگرنخواهم دید

 

دگربرای کسی دردودل نخواهم کرد

دگرزدست خودم درد سرنخواهم دید

 

به ریگ همسفر رودخانه میگفتم

ازاین به بعدتوراهمسفرنخواهم دید

 

قبول کن که نفاق ازفراق تلخ تراست

قبول کن که ازاین تلخ ترنخواهم دید

 

فقط به صاحب اسمم سپردمت ـزیرا

که تیر آهم را بی اثر نخواهم دید

 

نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:56 توسط آنتیک| |

وضع مادرگردش دنیا چه فرقی می کند
زندگی یا مرگ ـ بعد ازماچه فرقی می کند
 
ماهیان خاک وماهیان روی آب
وقت مردن ـساحل آرام چه فرقی می کند
 
سهم ماازاین خاک وقتی مستطیلی بیش نیست
جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند ؟
 
یادشیرین توبرمن زندگی راتلخ کرد
تلخ وشیرین جهان اماچه فرقی می کند
 
هیچ کس هم صحبت تنهایی یک  مرد نیست
خانه ی من باخیابان ها چه فرقی می کند
 
مثل سنگی زیر آب ازخویش می پرسم مدام
ماه پایین است یابالا چه فرقی می کند ؟
 
فرصت امروز هم با وعده ی فرداگذشت
بی وفا!امروز بافرداچه فرقی می کند
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:40 توسط آنتیک| |

 .

سلام به همه ی دوستای خوبم !!!!!!!!!البته بهتره بگم دوستان سمیرا جان که افتخارمیدن به ماهم سرمی زنند .

امروز امتحان پیش ازتاریخ ایران داشتم امابه هرچی شبیه بود الاامتحان آخه استاداین درسمون  یکی ازباستان شناس های مدرن وفرایندی هستند :کل بچه هاروجمع کردندتوی سالن  آمفی تئاتردانشگاه و فیلم دوران سنگ اردن روکه به زبون اصلی بودروبرامون به نمایش گذاشتند که درنهایت به سوالهایی که ازمون خواسته بودند جواب بدیم تازه بماندکه هیچ موقع ازلفظ امتحان استفاده نمیکنند و همیشه تاکید میکنند که این یه نظرخواهییه !!!!همه ی اینها یه طرف تازه یه سری سوال هم طرح کردند که سه روزه توی منزل جواب بدیم وازهرمنبعی هم که میخواهیم استفاده کنیم حالا تحقیق لنداسکیپ ونظرخواهی های دیگه به کنار ...........

هرچنداین شیوه ی جالبیه اما امتحانای دیگه به مااین اجازه رونمیده که جواب سوالهارو مفصل بدیم چون فرصتشو نداریم تازه اونا که دیگه نظرخواهی نیست بلکه خوندن به شیوه ی خراخنه ست (خرخون ها)

به نظرشمااگه همه ی امتحانا به این شکل بود چه تغییری درساختارآموزشی ویادگیری بچه هارخ میداد؟

نمیدونم کی میتونم آپ بشم ولی آرزومی کنم همه ی دوستان آنتیک ازامتحاناتشون نتیجه ی دلخواه روبگیرند.

 

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:38 توسط آنتیک| |

شادم که در شرار تو می سوزم شادم که در خیال تو می گریم

خواستم شعری از فروغ بنویسم،دیدم که چاپ نمی کنید

خواستم نامش را دروغ بگویم،دیدم باور نمی کنید

باور کنید

به سکوتی که مهر معاصر لب های ماست

به ایمان بیاوریمی که بر دکه هاست

جای فروغ و چند سطر خالی است

باور نمی کنید


f--f

لطفا چاپ نکنید...........................

با سلام به دوستان،آنتیک وقت آپ کردن نداره

درگیر امتحاناته،من سمیرا "حس پنهان"

واسش آپ می کنم،اگر ایرادی در مطالب است

به شخص بنده بر می گردد.

نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 11:48 توسط آنتیک| |

 

مسئولین میراث فرهنگی کرمانشاه درخواب هستند

وگودین تپه ازحفاری شبانه در امان نیست .

توروخدابه داد این  سایت مهم مادی برسید!!!!

نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 11:51 توسط آنتیک| |

درپهنه ی جهان

انسان برای کشتن انسان

تاجبهه می رود

انسان برای کشتن انسان

تشویق می شود

ازجبهه ی جنگ کشتار می کنند

یاکشته می شوند

تابوت صدهزارجوان را

پسران داغدار

باچشم اشکبار بردوش می کشند

درخاک می نهند

...آنگاه کودکان

راتعلیم میدهند:

یک شاخه ازدرخت نبایست بشکند

نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:0 توسط آنتیک| |


Design By : Night Skin